العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

138

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بخش سى و نهم راجع به جريان بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و رجوع اهل بيت بمدينه و بعضى از معجزات سيد بن طاوس و شيخ ابن نما مينويسند : ابن سعد سر مبارك امام حسين عليه السلام را روز عاشورا بوسيلهء خولى ( بفتح خاء ) ابن يزيد اصبحى و حميد ( بضم حاء ) ابن مسلم ازدى ( به سكون زاء ) نزد ابن زياد فرستاد . سپس دستور داد تا سر ما بقى اصحاب و اهل بيت امام حسين را نظيف كردند و آنها را بوسيلهء شمر بن ذى الجوشن و قيس ابن اشعث و عمرو بن حجاج بسوى كوفه فرستاد . ابن سعد ما بقى روز عاشورا و روز بعد را تا ظهر در كربلا ماند . سپس اهل و عيالى را كه از امام حسين باقى مانده بودند حركت داد . زنان را بر شتران بىجهاز سوار كرد . زنان در ميان دشمنان با صورت‌هاى باز بودند ، در صورتى كه آنان امانت‌هاى بهترين پيامبران بودند . ايشان را به نحوى ميبردند كه اسيران ترك و روم را به اسيرى و غم و اندوه مىبرند . شاعر چه خوب گفته است : يصلى على المبعوث من آل هاشم * و يغزى بنوه ان ذا لعجيب يعنى بر آن كسى كه از آل هاشم مبعوث شد ( يعنى حضرت محمّد ) صلوات و درود فرستاده مىشود . ولى با فرزندانش جنگ و جدال مىشود و اين دو عمل ( كه ضد يك ديگرند ) خيلى عجيب و غريب هستند ! راوى ميگويد : هنگامى كه ابن سعد از كربلا فاصله گرفت گروهى از بنى اسد آمدند و بر آن بدنهاى پاك و غرقه به خون نماز خواندند و آنان را